Pages

Saturday, August 14, 2010

ساعت از زندگی دخترها24

پنج صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب.
 شش صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره
هفت صبح: شروع میکنه به اماده شدن.اخه 12ظهر کلاس داره
هشت صبح: پس از خوردن صبحانه ی مفصل(علی رغم 18کیلو اضافه وزن) شروع میکنه به جمع اوری وسایل مورد نیاز: جوراب و                مانتو و کیف و لوازم ارایش و .....
...نه صبح: اغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت....جهت ارایش
ده صبح: عملیات زیرسازی و صاف کاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد
یازده صبح: عملیات ارایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از این که دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در ایینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت.به امید خدا به سمت دانشگاه میره.
دوازده ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره.....(جای خوب تعابیر مختلفی داره .مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه,صندلی فیس تو فیس با استاد:در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشه و و و 
یک ظهر: وسط کلاس موبایل دختر زنگ میزنه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد  از یک و نیم ساعت که قضیه ی خاستگاری دیشب رو + قضیه ی شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع میکنه . اما دیگه کلاس تموم شده و دختر مجبوره از پسرای کلاس جزوه بگیره
سه ظهر: دختر همچنان در جستوجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه
چهار ظهر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه
پنج عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه ها شم خیلی کامله جلوی پای دخره ترمز میکنه و ازش میخواد که برسونتش
شش عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!!میز دوم.به صرف سیرابی گلاسه
هفت عصر: دختره دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونش می رسونتش
هشت غروب: دختر در حال پیاده شدن از اون ماشین اون پسره : راستی ببخشید جزوتون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسره میگیره
نه شب:  دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه  مامانش رو میشکونه(از عوافب عاشقی
ده شب:  دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟!؟!؟!؟!؟!؟1
دو شب:  دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل
پنج صبح:  دختر بیدار میشه و میبینه اون پسره اس ام اس داده که : برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم.خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت.!!! وامروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شود!؟؟!؟!؟!؟

No comments: